قاسمى حسينى گنابادى
15
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
بهاى فقاعى » نيافت ، قاسمى نيز از انعام پادشاهى زفت و مال دوست كه دانگ بر دانگ مىنهاد ، محروم ماند و چون جايزهء شهنامه نداده بودند اين چند بيت در شكوه گويد : بريدم زبان طمع خامه را * كه خاصيّت اين است شهنامه را ز دونان طمع عين بىدولتيست * كمال زبونىّ و بىهمّتيست در اين باغ دوران كه بىبرگ نيست * عطاى لئيمان كم از مرگ نيست » شاهنامهء نوّاب عالى تاكنون چاپ نشده و از آن نسخههايى در دست است 32 . 3 . ليلى و مجنون اين اثر نيز به مثنوى و به نام شاه طهماسب سروده شده است . ليلى و مجنون در 2450 بيت و در هر هزج مسدّس اخرب مقبوض محذوف ( مفعول مفاعلن فعولن ) است . نسخهاى از اين اثر در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران محفوظ است 33 . از گفتهء قاسمى در ديباچهء منثور زبدة الاشعار چنين برمىآيد كه وى ليلى و مجنون را دو بار سروده است . بار اوّل به نام شاه طهماسب و بار دوم به دستور برادرزادهء وى ، سلطان ابو الفتح ابراهيم ميرزا . او سرودهء دوم خود از اين اثر را در حكم چشم دوم دانسته است 34 . برخى از ابيات اين اثر چنين است : اين نامه كه دفتر وفاييست * از دلشدهاى به دلرباييست يعنى ز من غريب بىيار * نزديك تو اى حريف اغيار اى بزمنشين حجلهء ناز * در خلوت غير محرم راز قدّت كه نهال باغ جان است * جايش به كدام بوستان است ؟ لعل تو كه رشك جام باده است * چون جام كه لب بر آن نهاده است ؟ با غير نشسته دوش بر دوش * از زلف تو كيست حلقه بر گوش چشم سيهت كه عشوهساز است * با كيست كه در مقام ناز است ؟ ز آن چهره كه همچو آفتاب است * يا رب كه چه ذرّه نورياب است با اهل جفا شدى همآغوش * كردى ز وفاى من فراموش با من نظرى كه داشتى كو * آن تخم وفا كه كاشتى كو ؟